تبلیغات
زندگیمون قصه نیست و نبود - یه پست یهویی ...
زندگیمون قصه نیست و نبود

یکی بود یکی نبود . این داستان زندگی ماست . همیشه همین بوده . یکی بود یکی نبود . در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن . با هم سا

خوردن شیرینی خیلی راحته ...

خواندن داستان شیرین هم راحته ...

اما پیدا کردن دوست شیرین خیلی خیلی سخته..

.

.

شما چطوری منو پیدا کردید؟؟؟

والااااا مردم چه شانسایی دارن..laughlaugh

..................................................

دختره رفته میكانیكی میكانیك میگه برو یه لیتر روغن بگیر دختره گفته سرخ كردنی یا پخت و پز؟

میگن میكانیكه انقدر خودشو با تسمه پروانه زده كه سیاه و كبود شده....surprisedevil

......................................

لباس ها در آب کوتاه میشوند و برنج ها دراز...

در درازای زندگی لباس باش و درپهنای آن برنج ...

اگرهم عمق این مطلب رو نفهمیدید بدان که تنها نیستی ..

آخه منم نفهمیدم ...laugh

........................................

غضنفر میره جبهه بعد از دو روز برمیگرده میگن :

چی شد اینقدر زود برگشتی؟

میگه بابا اونجا به قصد کشت تفنگ بازی میکنن..devilsurprise

..................

و اما کلام آخر من در این پست که شاید مهم باشه براتون...

اولا سلام دوستای گلم .امیدوارم از چندتیکه طنز بالا خوشتون اومده باشه ..

راسش به دلایلی که بعضیا میدونن این روزا ینی تا آخر سال حضور کمرنگی خواهم داشت و فقط بعداز ظهرا هستم و ممکنه نتونم به نظرات و محبت های شوما دوستای گلم پاسخ بدم و جبران مهر و مهربونیتون رو بکنم. امیدوارم منو توی این مدت که شاید نباشم ببخشید، سعی میکنم حضور پیدا کنم. مراقب خودتون باشید ، موفق باشید.

باتشکر

مدیریت وب ..داداشی



نوشته شده در پنجشنبه 28 بهمن 1395 ساعت 09:26 ب.ظ توسط داداشی.. . نظرات | |