تبلیغات
زندگیمون قصه نیست و نبود - یه سوال..
زندگیمون قصه نیست و نبود

یکی بود یکی نبود . این داستان زندگی ماست . همیشه همین بوده . یکی بود یکی نبود . در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن . با هم سا

سلام به دوستای خوبم. وقت این روزا از آخرین ماه پاییز بخیر...امیدوارم آخرین ماه پاییز رو به خوبی وخوشی سپری کنید .

به متولدین آخرین ماه پاییز، آذر ماهی ها.تبریک میگم، تولدتون پیشاپیش مبارک،


سلام..

یه سوال داشتم...

ما مسلمانیم؟

میدونین داشتم به اطرافم نگاه میکردم....همسن و سال های خودم...اصلا دهه اش مهم نیس..70...60...50...هرچی...

فقط حرفم با کسایی هست که مثل من میپرسن دین؟میگیم اسلام...میگیم مسلمانم....

با اونایی که توی مشخصاتشون نوشته شده مسلمان...

یه سوال...بچه ها چند تای ما قران رو کامل خوندیم؟

چند تای ما تفسیر قران رو خوندیم؟

چند تامون واقعا میدونیم دینی که داریم کاملا یعنی چی؟چه قوانینی داره؟

چند تامون همینجور توی روز پشت سر هم قسم به خدا میخوریم و عادتمون شده اینکار؟

چند تامون یادمون رفته یکی اون بالا داره نگاهمون میکنه؟

چند تامون نمازهامون رو سر وقت میخونیم تا خدا خوشحال بشه؟اصلا چند تامون نماز میخونیم؟

چند تامون تا یه مشکلی پیش میاد توی زندگیمون تا یه اتفاقی میوفته تازه یاد خدا میوفتیم؟

چند تامون به حرف های خدا گوش دادیم؟

هممون کلی اهنگ حفظیم اهنگ ها رو چند بار گوش میدیم تا یه وقت یه کلمه رو اشتباه نکنیم ولی چند تامون قران روحفظیم؟اصلا حفظ رو بیخیال اخرین بار که تا اخر خوندیم کی بود؟اصلا اخرین باری که خوندیم کی بود؟

تا یه مشکلی پیش میاد گله میکنیم که خدا یا اخه چرا همش برای من و.... چشممون رو به راحتی میبندیم روی تمام نعمت هامون...

خوش به حال اونایی که واقعا مسلمان هستن...اونایی که واقعا تسلیم هستن...اونایی که واقعا مومن هستن...اونایی که شایسته ی اسم مسلمان هستن...

 بهتره به خودمون بیایم...نگو وقت هست...هیچ کس از یه لحظه ی بعدش اطمینان نداره....

بهتره بیدار بشیم....

 بچه ها یه سوال...

ما مسلمانیم؟...


نوشته شده در چهارشنبه 1 آذر 1396 ساعت 12:10 ق.ظ توسط داداشی.. . نظرات | |