زندگیمون قصه نیست و نبود

یکی بود یکی نبود . این داستان زندگی ماست . همیشه همین بوده . یکی بود یکی نبود . در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن . با هم سا

سلام و درود خدا بر همه دوستان خوبم ..
امیدوارم حال و روزتون توی این روزایی ک همه درگیرش هستیم خوب باشه ...
این روزااا خیلی خیلی سخت میگذره البته نه اون سختی هااا اون سختییی ...
یکی درگیر نتیجه کنکورشه ک دیشب اعلام شده و باخودش کلنجار میره ک چرا این نتیجه ...
یکی هم درگیر مشاغل روزانه ش ک  خانم خوندار ، که دختری ک تحت نظر مادرش داره آموزش خونه داری میبینه ، چه بابا هااا
یکی دیگه هم درگیر تصورات و آرزوهاش بدون هیچ همتی ...
یکی هم درگیر اینکه چرا فلان دوست مجازیم نمیاد بهم سر بزنه ....
یکی  هم درگیر سیاست و اقتصاد و اوضاع کنونی کشور ...
یکی هم درگیر عشق و حال زندگیش ....
یکی هم درگیر حسرت رسیدن به عشق و یارش...
یکی دیگه هم درگیر اوضاع زندگیش و اوضاع زندگی دیگران...
بازم بگم ....
مدتی هست ک کمرنگ شددم توی دنیای مجازی ، البته این دلیل نشده کسی رو فراموش کنم یا دلتنگ نباشم .
همیشه و هرلحظه توی مجازی هستم ، روحمو گفتمووو اما خب فرصت زیاد نبوده ک مث سابق به همه دوستام ، خواهر و برادرام سر بزنم و جویای احوالشون باشم . خیلی هاتون ممکنه فکر کنید ک بی معرفتم ولی چون از دل و قلبم نسبت به خودتون خبر ندارید ممکنه این فکر رو بکنید. ..
من همیشه خواهان و خواستار این بودم ک همیشه زندگی شاد و سلامتی داشته باشید ...
آرزو میکنم همیشه خنده روی لباتون پررنگ بزنه ...و بدونید همیشه یه داداشی هست ک بیادتون بوده و هست و خواهد بود ،کم و بیش بهتون سر میزنم ولا اینکه کامنت نذارم و نذاشته باشم...
مراقب خودتون باشید ...
دنیای مجازی وب و آدماش یه گوشه ایی از زندگیم شده پس همیشه هستم....

نوشته شده در چهارشنبه 10 مرداد 1397 ساعت 08:05 ب.ظ توسط داداشی.. . نظرات | |