تبلیغات
زندگیمون قصه نیست و نبود - مطالب اردیبهشت 1395
زندگیمون قصه نیست و نبود

زندگی درست مثل نقاشی کردن است؛ خطوط راباامیدبکشید اشتباهات راباآرامش پاک کنید قلم مو را در صبر غوطه ور کنید و با عشق رنگ بزن...



سلام
تقدیم میکنم به همه شما عزیزان همیشگیم

خواهشا فقط خوب گوش بدید به حرفام....



نوشته شده در سی ام اردیبهشت 95 ساعت 12:32 توسط داداشی.. . نظرات | |

سلام عزیزان من .......






با کلمه جوان یه جمله بسازید .یه شعر بگید .جوانی رو به چی تشبیه میکنید ...؟





نوشته شده در بیست و نهم اردیبهشت 95 ساعت 08:37 توسط داداشی.. . جمله بسازید.. | |
نوشته دوست و داداش عزیزم فراز جان..





آدما با عشق متولد میشن و با عشق مرگ رو تجربه می كنن, عشق مسافریست بی تاب , خسته, كنجكاو, گاهی هم كودك كه از ایستگاه

زندگی تا ایستگاه مرگ رو پیاده طی می كند, گاهی بهانه گیر می شود و هرچه كه می بیند طلب می كند, گاهی آنقدر بی حوصله است كه

هیچ اسباب بازی او را آرام نمی كند, گاهی كنجكاوی امانش نمی دهد و دوست دارد تا همه چیز را بداند, گاهی تلخ و گاهی شیرین می شود

گاهی صبور و گاهی لجوج می شود, گاهی هم معصوم ترین كودكی می شود كه به جز مسافرت هیچ چیزی آرامش نمی كند



     


نوشته شده در بیست و هشتم اردیبهشت 95 ساعت 08:47 توسط داداشی.. . نظرات | |

بالاخره یاد می گیری

از یك دوستت دارم ساده، برای دلت یك خیال رنگارنگ نبافی...

كه رابطه یعنی بازی و اگر بازیگری نكنی، می بازی...

كه داستان های عاشقانه، از یك جایی به بعد رنگ و بوی منطق به خود می گیرند

كه سر هر چها راه تعهد، یك هوس شیرین چشمك می زند...

یاد می گیری

كه خودت را دریغ كنی تا همیشه عزیز بمانی...

كه آدم جماعت چه خواستن های سیری ناپذیری دارد...

و چه حیله هایی برای بدست آوردن...

كه باید صورت مسئله ای پرابهام باشی، نه یك جواب كوتاه و ساده...

روزی می فهمی

در انتهای همه گپ زدن های دوستانه، باز هم تنهایی...

و این همان لحظه ای ست

كه همه چیز را بی چون و چرا می پذ یری

با رویی گشاده

و لبخندی كه دیگر خودت هم معنی اش را نمی دانی!!


نوشته شده در بیست و هفتم اردیبهشت 95 ساعت 07:20 توسط داداشی.. . نظرات | |




نوشته شده در بیست و ششم اردیبهشت 95 ساعت 10:13 توسط داداشی.. . نظرات | |

سلام و درود خداوند به همه دوستان عزیزم.

گاهی وقتا بودن یه سری از آدما با وجود مهربونی و محبتشون مایه آرامش و زیبایی زندگیمون هستند.

چه توی دنیای واقعی ، چه توی دنیای حقیقی، آدمای زیادی دوروبرمون هستند که هرکدومشون یه نقش خاصی توی زندگیمون دارند. بودن و نبودنشون ممکنه تاثیر در زندگیمون داشته باشه یا شایدم نداشته باشه، توی دنیای مجازی دوستای زیادی دارم و دوست خیلی ها هستم، نمیدونم رفتنم ، نبودنم، بودنم چه تاثیر براشون داره .راسش قصد رفتن دارم، نمیدونم برای همیشه یا برای مدتی، یا برای حضوری کمتر، آرزو میکنم نبودنم برای دوستای خوبم هیچ تاثیری نداشته باشه ولی قبل رفتنم چندتا نکته میگم.

  بدلیل فرا رسیدن ماه رمضان، حضوری ندارم.

2-      احتمالا بعد از ماه رمضان ، برگردم.

3-      توی این مدت شاید سر بزنم ولی حضوری کمتر تا قبل خواهم داشت و معذرت میخوام از دوستانی که قادر به جبران محبت هاشون نیستم.

4-      توی مدت غیبتم پست هایی تنظیم شده که بصورت خودکار منتشر خواهد شد و چندین جشن تولد هم داریم ولی بدون حضور من ، خواهش میکنم حتما سر بزنید.

5-      شاید حرفام نوشته هام باعث ازرده خاطردوستان شده باشد و خوبی و بدی از من دید حلال کنید و منو ببخشید.

6-      براتون دعا میکنم برای همه دوستای خوبم و دوستان دیگه که نمیشناسم آرزوهای خوب دارم.

7-      التماس دعا از همتون دارم.

     ..                                


نوشته شده در بیست و سوم اردیبهشت 95 ساعت 11:15 توسط داداشی.. . آخرین ها... | |



دوست عزیز و قدیم من، یار  همیشگی من

یاسر جان ، میدونم تو از این دلنوشته آگاه نیستی و نخواهی دید.

یاسر عزیز غم از دست دادن پدر مهربون و دلسوزت رو بهت تسلیت میگم.
از شنیدن خبر فوت پدرت واقعا ناراحت و متاسف شدم...
تسلیت میگویم...








شادی روح پدر یاسر یک فاتحه یا یه صلوت بخونید ...

نوشته شده در بیست و یکم اردیبهشت 95 ساعت 08:33 توسط داداشی.. . فاتحه و صلوات.. | |








ماه خوبان ماه شعـــبان میرسد موسم گل های بسـتان میرسد
شاخ طوبی سر زد از خلـد برین مژده اینک ماه غفـــــران میرسد
مولد ابوالفضل و سجاد و حسین یاورانی بهــــــــــــر قرآن میرسد
زادروز مهـــــــــــدی صاحب زمان سروری بر اهــــل ایمان میرسد

سلام بر شعبان و اعیادش ، سلام بر حسین و عباسش ، سلام بر سجاد و سجودش ، سلام بر نیمه شعبان و ظهور مولودش. آغاز ماه رسول خدا ، ماه شادی آل الله مبارک باد







نسیم خوش ماه شعبان وزیدن گرفته است تا اشتیاق ورود به ماه رمضان را در این گرمای داغ تابستان لذت‏بخش كند، ماهی كه واسطه ورود به زیباترین ماه سال است

ماه شعبان رسید، ماه سه ماه
کربلا می رویم, بسم الله …
فرا رسیدن ماه شعبان تبریک و تهنیت باد.



نوشته شده در نوزدهم اردیبهشت 95 ساعت 08:21 توسط داداشی.. . تبریک شما.. | |
سلام به همه دوستای خوبم .

قبل از رفتنم خواستم نتیجه مسابقه خاطرها رو بگم اما بدلیل قشنگی همه خاطره ها نتونستم انتخاب کنم میخواهم از شما کمک بگیرم و ازتون خواهش کنم به خاطره هایی که نام میبرم ، اول برید بخونید و بعدا رای بدید ....
ممنونم از همه کسایی که توی مسابقه شرکت کردن..سپاسگذارم ازهمه دوستان..
معذرت میخوام از اون دوستایی که خاطرشون جزء این 5 تا خاطره نیس..

خاطره های انتخابی ...
 
 1- خاطره دبیرستان دخترونه ،شکستن شیشه مسجد (زندگیمون قصه نیست و نبود)

2- خاطره سر کلاس علوم و ماشین زانتیا (خط خطی های یه فسقلی)

3- خاطره فرقان و سطل زباله (مــریـــmaryamـــمـㄟ(ツ)ㄏ)

4- خاطره مرغ دونه ایی و خرید تشت از (زمزمه های دریا)

5- خاطره یه روز سرد زمستانی  (مریم خانومشون)


خواهشا عدالت رو برقرار کنید و بهترینشو انتخاب کنید ....

اگه میشه به من رای بدید

نوشته شده در هجدهم اردیبهشت 95 ساعت 06:43 توسط داداشی.. . رای مسابقه.. | |


سلااااااااااام
صبح همگی بخیر ...



چی میشد یبار ، شنبه راحت میخوابیدیم...
واااااااای ...خدایا باز شروع شد...







نوشته شده در هجدهم اردیبهشت 95 ساعت 06:03 توسط داداشی.. . نظرتوبده .. | |














نوشته شده در پانزدهم اردیبهشت 95 ساعت 10:06 توسط داداشی.. . نظرات | |

نوشته شده در چهاردهم اردیبهشت 95 ساعت 08:07 توسط داداشی.. . تسلیت شما.. | |


زمانی که ما مدرسه میرفتیم
امکانات الان وجود نداشت ، مث تلفن و تلگرامو و اینا...
خیلی دوست داشتم شماره تلفن معلم هامو داشتم ....
دوست دارم یباره دیکه تک تک معلم هامو از اول دبستان تا اخرین کلاسی درسی که رفتم رو ببینم و صمیمانه ازشون تشکر کنم ..



دوستای عزیز بیایید یه کاری بکنیم ..
هرکدوممون برای بهترین معلممون یه جمله بگیم و اگه یه خاطره ایی هم ازش داریم تعریف کنیم
اگه امکانش هست اسم معلم ؟
معلم کلاس چندمتون؟
خاطره از چه سالیه .؟
................
این پست رو تقدیم میکنم به همه معلمای عزیز و زحمت کش
البته بشرطی که دیگه نزنن ..
خیلی درد داره بخصوص با شیلنگ..

نوشته شده در یازدهم اردیبهشت 95 ساعت 09:03 توسط داداشی.. . برای معلم عزیزم.. | |

سلام دوستای عزیز ..





اگه یه روزی خواستم خدافظی کنم اینطوری بنویسم خوبه ..؟
زیاد تلخ نیس..؟
خدافظیمون بنظرتون تلخ باشه یا شیرین...؟

نوشته شده در دهم اردیبهشت 95 ساعت 11:50 توسط داداشی.. . حرف آخر.. | |
چشماتونو ببندید و حس کنید الان این شخصیت
توی شلوارتونه و با سرعت تو شلوارتون پایین بالا میره ....
.
.
.حسی که الان داری رو بنویسید .....؟؟؟
 
.
.



 عـــــــــــــــه یادم رفت بگم کی ..اینم عکسش....




نوشته شده در دهم اردیبهشت 95 ساعت 06:48 توسط داداشی.. . جییییغ... | |

نوشته شده در دهم اردیبهشت 95 ساعت 06:15 توسط داداشی.. . نظرات | |
سلام به همه عزیزان و دوستان خوبم....
خیلی وقته نظر سنجی و مسابقه توی وب نداشتیم امروز یه مسابقه میذارم که به بهترینش، شیرین ترین و اموزنده ترین نوشته ارسالی جایزه میدم..

جایزشم یه شارژ تلفن...
درضمن بهترین خاطره رو بصورت یه داستان به نمایش خواهم گذاشت..
لطفا نظرات بی ربط با این پست رو اینجا نذارید ..تایید نمیشه هااااا




عنوان مسابقه :

خاطره بهترین و تنها یادگاریست که می ماند

پس خاطره ها رو زنده نگه داریم

چون فراموشیش کار هیچ کس نیست...


بهترین خاطره ایی که میتونه براتون شیرین باشه ، میتونه غمگین باشه، میتونه یه تجربه باشه، میتونه زندگیتون رو تغییر داده باشه رو تعریف کنید.........؟؟؟؟؟؟

شاد باشه ، غمگین باشه هرچی میخواد باشه ، فقط خاطره باشه ...





نوشته شده در پنجم اردیبهشت 95 ساعت 11:01 توسط داداشی.. . خاطرات | |



سلااااااااااااام به همه...

عیـــــــــــــــــــــــــــــــــــدتون مبارک ..
تبریک به شما.......
تبریک به باباهای خوب و مهربون ...
تبریک به همه ....
تبریک به همسراتون...
تبریک به مرد های جدا از نامردها..........
تبریک به خودم ..الکی مثلا ....
تبریک به بابای خودم که خیلی دوسش دارم........

تولدت حضرت علی (ع) ، مولود کعبه رو به همه شیعیان و پیرو آن حضرت تبریک میگم
راسی کسایی که میرن اعتکاف و یا رفتن، مارو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید ..





نوشته شده در یکم اردیبهشت 95 ساعت 06:25 توسط داداشی.. . تقدیم به پدروباباها | |