تبلیغات
زندگیمون قصه نیست و نبود - مطالب خرداد 1395
زندگیمون قصه نیست و نبود

زندگی درست مثل نقاشی کردن است؛ خطوط راباامیدبکشید اشتباهات راباآرامش پاک کنید قلم مو را در صبر غوطه ور کنید و با عشق رنگ بزن...



ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﻧﺪﻭﻧﭙﺰﺷﮑﯽ ﺭﻓﺘﯿﻦ؟؟؟

ﺍﻭﻝ ﺩﮐﺘﺮ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﻮﺯﻥ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺗﻮ ﻟﺜﻪ ﺗﻮﻥ،ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻥ ﻣﺘﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ
ﺩﺳﺘﺶ ...
ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺩﺭﺩ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺭﻭ ﻣﺤﮑﻢ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﯿﺪﯾﻢ
ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﻣﻮﻥ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺰﻧﯿﻦ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﺶ؟
ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻫﻮﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺩ ﺭﻭ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮﺩﯾﺪ،ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﻮﺯﻥ ﻭ ﺁﻣﭙﻮﻝ ﻭ ﻣﺘﻪ ﻭ
ﺍﻧﺒﺮ ﻭ ...
ﺧﻮﺏ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻬﺶ !
ﭼﺮﺍ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟
ﺗﺎﺯﻩ ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﺍﺯﺵ ﺗﺸﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻢ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﻣﯿﮕﯿﻢ: ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻭﻗﺖ ﺑﻌﺪﯼ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﺶ؟!

ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﻪ " ﺩﻧﺪﻭﻧﭙﺰﺷﮏ" ﻗﺒﻮﻝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ... ؟؟
ﺑﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺩ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺩﺍﺭﻩ
ﻭ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻣﯿﺸﻪ،ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﻢ ﯾﻪ ﺣﮑﻤﺘﯽ ﺩﺍﺭﻩ،ﺧﻮﺏ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ
ﺣﮑﯿﻤﻪ ...
ﺍﺻﻼ ﻗﺒﻼ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺣﮑﯿﻢ ...
ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺣﮑﻤﺖ ﺍﺳﺖ.
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺭﻧﺠﯽ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ،ﺍﺯﺵ ﺗﺸﮑﺮ
ﮐﻨﯿﻢ،ﺑﮕﯿﻢ ﻧﻮﺑﺖ ﺑﻌﺪﯼ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﺶ؟
ﺭﻧﺞ ﺑﻌﺪﯼ؟
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﻣﺪﺭﮎ ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﯼ؟؟؟
ﺣﺘﯽ ﻗﺪ ﯾﻪ " ﺩﻧﺪﻭﻥ ﭘﺰﺷﮏ "؟؟؟

ﯾﺎﺩﺕ ﻧﺮﻩ ﺍﻭﻥ ﺧﯿــﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺧﺪﺍﺳﺖ...




نوشته شده در بیست و نهم خرداد 95 ساعت 11:54 توسط داداشی.. . نظرات | |
سلام دوستای گلم و مهربونم.
شایدنتونم امروزم رو تعریف کنم ولی مینویسم ...                                                       
امروز روز خیلی تلخیه برام من نه به تلخی یه روز سخت و دردناک ولی یه روز تلخ درپیش داشتم و دارم ،خیلی دوست داشتم امروز خیلی زمان یواش یواش میرفت جلو، اما با سرعت شد ساعت6 بعدازظهر،.خب بذار از تلخی امروز بگم ، صبح که اومدم سرکار فوری اومدم نت و به وبلاگم سر زدم نطراتی که برام اومده بود پاسخ دادم و تایید کردم ، بعدش ظهر شد و رفتم کمک پدرم ، بعد ناهار که پیش پدر بودم کمی کمکش کردم ،رفتم بالای درخت گیلاس، گیلاس میچیدم ، یکی مینداختم توی پلاستیک یکی میخوردم تا اومدم از درخت پایین کل درخت رو بی گیلاس کردم و پوکیدم از بس خوردم البته جاتون خالی هاااا با موتور که داشتم برمیگشتم خونه پلاستیگ گیلاسا دستم بود وباز میخوردم ، نمیدونم چرا آدم گیلاس بخور سیر نمیشه .. اگه یکی بخواد منو تعقیب کنه از روی هسته گیلاس ها میتونه ردمو بزنه ..
یکم خونه موندمو اومدم سرکار ، و دارم از تلخی امروز مینویسم الان، اره خوردن گیلاس تلخ نیس ، تلخ واسه جدایی ، جدایی از دوستانی که خیلی وقته باهاشونی و جزیی از زندگیت هستند ، اره امروز روز اخریه که من توی دنیای مجازی هستم ، البته تا بعد از یکماه ینی تا بعد از ماه رمضون، که اگه زنده بودم برمیگردم و باز مزاحمتون میشم و سربه سرتون میزام با کلی شوخی و دعوا و اینا ..خخخخخ که باز بگید این دیوووونه پیدات شد ..خیلی سخت برام که امروز روز آخریست که دارم پست میذارم ، نیگاه نکنید دارم میخندم ..پشت این خنده ها ، پشت این مانیتور ، خب معلومه من هستم دیگه ..  ولی نه چهره غمگین امروز من رو کسی نمیبنه، به جز خودم. .. دلم برای وبم ، برای دوستای خوبم ، برای خوندن نوشته هاتون تنگ میشه ، تنگ هست الان و بیشتر دلتنگ خواهم بود.
پیشاپیش آغاز ماه مبارک رمضان رو بهتون تبریک میگم ، تولد امام حسن رو بهتون تبریک میگم ، شب های قدر رو بهتون تبریک میگم ، شهادت امام علی (ع) رو بهتون تسلیت میگم و عید فطر رو به همتون تبریک میگم که ان شالله برای عید فطر خودم باشم . براتون دعا میکنم ، ازتون التماس دعا دارم بخصوص در شب های قدر. مراقب خودتون باشید .و توی این مدت بهم سر بزنید . خوشحال میشم بعداز عید فطر با حضور بی نظیرتون روبرو بشم مث همیشه ..
تلخی امروز رو هیچ وخ فراموش نمیکنم تا زمانی که دوباره برگردم. ...
تقدیر و تشکر میکنم از دوستانی که همیشه همراهم بودند و هستند ف فراموشم نکنید و هیچ فراموشتون نمیکنم.
خیلی دوستتون دارم ...درود خدا برهمه شما....
باتشکر مدیریت وب
داداشی


نوشته شده در سیزدهم خرداد 95 ساعت 05:16 توسط داداشی.. . نظرات | |





نوشته شده در یازدهم خرداد 95 ساعت 09:26 توسط داداشی.. . نظرات | |








نوشته شده در دهم خرداد 95 ساعت 09:42 توسط داداشی.. . نظرات | |
چون مهلت پست خبره خوش تموم شد ..
عنوان و موضوعش رو عوض کردم ..
راسی فقط 4 نفر تونستن بدست بیارن اون چیزایی رو که قول داده بودم ممنونم از همه تون.
ببخشید که اذیت شدید.ولی واقعیت داشت.
راسی از فردا پستای متفاوتی خواهم گذاشت..
........................................


نوشته شده در دهم خرداد 95 ساعت 08:08 توسط داداشی.. . نظرات | |
سلام ....

به همه دوستان عزیزم.
اول اینکه معذرت میخوام بی مورد ذهنتون رو مشغول کردم ولی تاآخر متن رو بخونید ضرر نمیکنید.

خب امروز میتونه 9 خرداد باشه ، میتونه نهمین روز از سومین ماه فصل بهار باشه ، مطمئنا یکی از روزای خوب خداست ، میتونه تولد خیلی از آدمای دنیای مجازی و یا آدمای روی کره زمین باشه، میتونه امروز یه روز خوبی باشه ، میتونه امروز یه روز پراز خاطره باشه، میتونه امروز یه روز  واسه دیدن دوستای خوب وقدیمی باشه ، میتونه خیلی از حدسای دیگه باشه و ............خیلی چیزای دیگه....






خب دوست داشتم برای تولد وبم نه نه نه برای وب زندگیمون قصه نیست و نبود که یکسال شد که اسمش بر سر زبان هاست در دنیای مجازی ، جشن بگیرم ، ولی فقط یه یادآدوری میکنم .
البته باید بگم که وب زندگیمون قصه نیس و نبود در میهن بلاگ مدتیست که حضور داره ولی از نهم خرداد 1394 در محله رومفا متولد شدو تا الان بروز رسانی میشه و شده.باورش سخته که دریکسال فعالیت وب مخاطبین زیادی جذب وب بشن. تعریف نباشه هاا
راسش میخواستم یه آماری از وب و فعالیت یکساله این نویسنده مزاحم بگم که دیدم خیلی وقت شما دوستای گل رو میگیرم اما خلاصه عرض میکنم که حدودا 200 لینک و مخاطب خاص وجود داره و حدودا 300 پست متفاوت و جذاب ، وحدودا بیش 7500 نظر از بازدید کننده ها دریافت شده، از دوستان زیادی میخواستم تقدیر و تشکر کنم که این کارو نمیکنم که ممکنه اسم یه نفر و جابندازم که باعث دلخوری میشه بنابراین از همه کسانی که برای من عزیز هستند و دوستای خوبم هستند و کسانی که جایگاهشون توی قلبم هست از بودنشون ، حضورشون ، مهربونیشون تقدیر وتشکر میکنم. ان شالله که بتونم جبران محبت و لطفشون را داشته باشم.
راسش این یکسالی نبوده که من توی دنیای مجازی بودم یا هستم. سال های قبل هم بودم و رفتم ودوباره اومدم و یکسال پیش تصمیم گرفتم حتی اگه خودمم حضور نداشته باشم اثرم ، ردپام و وبم تا ابد پایدار باشه که خداروشکر تاالان همینطور بوده.همیشه شماها بهم خیلی لطف داشتید و تا اونجا تونستم سعی کردم در مسیری قدم بذارم که دوستان گلی مث شمارو از دنیای امروزی ، که خیلی ها بدبینانه بهش نگاه میکنن ، از خوبی هاش براتون بگم. از خطرات زندگی، از اعتماد کردنا و ... امیدوارم با بودن من و وبم و نوشته ها کسی آزرده خاطر نشده باشه واگه هم کسی وجود داره که از من دلخوری داره حتما بهم بگه بشرطی که خودشم معرفی کنه تا شاید دلیل رفتارم رو بهش بگم. و طلب بخشش کنم.و در ضمن احتمالا از 10 خرداد ینی فردا با پستای متفاوت روبرو خواهید شد.
جا داره از دوستای قدیمیم که ممکنه دیگه توی دنیای مجازی نباشن و شایدم این نوشته رو نبینن تشکر میکنم و بدانید که هنوز بیادتون هستم.
دنیای مجازی برای من یه خاطره هایی بجا گذاشته که همیشه یاد اون خاطرات بامن خواهد بود حتی آدماش، حتی کسانی که بهم بد کردند.
برای همه دوستان خوبم وکه کسانی که نمیشناسم بهترین ها رو آرزو میکنم ، آرزو میکنم زندگی پرمعنا و خوب و شیرین در کمال آسایش و خوشبختی نصیبتون بشه .
ممنونم از همه تون که با حوصله این مطلب رو خوندید.


بخاطر اولین سالگرد تاسیس وب زندگی قصه نیس و نبود ، میتونید هرخواسته ایی که ازم دارید بهم بگید و یا دلنوشته ایی ، حرفی ، دردی ، دلخوری ایی، هرچی که دوست دارید بهم بگید ، بپرسید ..
سعی میکنم به همه حرفاتون گوش بدم، جواب بدم و بخونم.
منتظرتونم . مث همیشه دوستتون دارم .

با تشکر :
مدیریت وبلاگ ..داداشی






بقول خیلی از دوستان ..  پ ن :
برای فردا یه خبره خوش دارم البته برای کسانی که به ما ارادت خاصی دارن .
پست مربوط به خبر خوش فردا منتشر خواهد شد


نوشته شده در نهم خرداد 95 ساعت 06:42 توسط داداشی.. . حرفاتون .سوالاتون.. | |

نوشته شده در هشتم خرداد 95 ساعت 08:41 توسط داداشی.. . فرداچه روزیه.. | |




این پسـت را ســـکوت می کنـم تــو بنـویس !
.
.
.

  تــــــــو بنویس  . . .


از دلتنگی هایتــــــ 


از دردهایتــــــ 


  از هرچه دلتـــــ می گوید  !
.
.
.

  بنویس برایـــــــــم  ...

نوشته شده در چهارم خرداد 95 ساعت 05:43 توسط داداشی.. . دلتنگیت ، حرف دلت | |