زندگیمون قصه نیست و نبود

یکی بود یکی نبود . این داستان زندگی ماست . همیشه همین بوده . یکی بود یکی نبود . در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن . با هم سا


سلام به همه عزیزان و دوستان
اول از همه تقدیر و تشکر میکنم بخاطر حضور در جشن و شادی ما، که هدیه ارزشمندی بود حضورتون برای ما ، زمانی میرسه که این هدیه ارزشمند رو تقدیم میکنم به دخترم از طرف شما دوستای گل. ان شالله بتونم توی شادی هاتون جبران کنم.



دوم از همه اینکه شاید این پست با کلمه شایدها درآمیخته شود و ممنون میشم با حوصله و علاقه حرفامو بخونید البته میدونم کسانی ک من براشون مهم باشم میخونند،

در ادامه حرفام به سومین نکته اشاره کنم که این حس خوب و آرامشی خواهد بود اگه و شاید یه روزی دوستان مجازی که شاید سال ها شاید چند ماه باهم در ارتباط هستیم بشوند دوست واقعی ینی آدم واقعی ، شیرینه وحس عجیبی داره یه دوستی که مدت هاست داری از پشت یه مانیتور یا پشت یه گوشی تلفن باهاش ارتباط برقرار میکنی و همون محبت و مهربونی و صداقت و پاکی رو در واقعیت ببینی ، مث این دو روز آخر مرداد ماه که برای من خاطره انگیزترین خاطره در این سال 96 شد، واقعا حس خوبی بود...
(از دوستان دیگه مجازی هم دعوت میکنم اگه دوست دارن با خونواده ما میزبانشون هستیم در اصفهون ،حتما خوش میگذره)


چهارم اینکه شاید خیلی از دوستان زمانی که خسته میشن ، امیدی ندارن ، دلشون گرفته، پستی میزارن بعنوان پست آخر، و حرف از رفتن میاد ، زندگی ما آدما چه واقعی چه مجازی مثال حرکت و رفتن توی یه جاده ست که اخرش رفتنه، یا رسیدن که این آخرش یه پایانی وجود داره حالا خوب یا بد، شاید فکر کنید حرفام میگه این نوشته ها ینی نوشته آخر، اما شاید به ظاهر اینگونه باشه، باوجودی که یکی از دوستای خوبم درمورد این نوشته ها گفت هرچه ساده تر باشه بهتر ولی من میخوام این پستم این نوشته هام بشه یه نوشته متفاوت ..


پنجم اینکه زمانی  به خودم قول دادم هیچ وخ وبم حذف نمیشه حتی اگه واسه همیشه نباشم حالا یا بیرون از دنیای مجازی باشم یا در عالم برزخ باشم.پس وبم حذف نمیشه هیچ وخ مگر میهن بلاگ نابود بشه خدایی نکرده، در غروب 31 روز مرداد ماه 96  اینطور رقم میخوره که در اینجا نوشته میشه نیستم شاید برای همیشه، نخواهم بود شاید برای همیشه، نیستم بخاطر اینکه زمانی رسیده ک باید برم، نیستم برای اینکه بودنم نیازی نیس با اینکه میدونم خیلیا دلتنگ میشن، خیلیا ناراحت میشن، خیلیاااا دلخور میشن، نخواهم بود با اینکه وابسته این دنیا و آدمای با محبت و مهربون اینجا هستم، نیستم چون نه دلم گرفته ، نه ناامیدم ، نه دلخورم، نه مجبورم برم و نه خسته ام ، اما قبل از اینکه بخواهم نباشم در پایان این پست یه حرفی با شماها دارم...



خدایا همانطورکه ازتوبخاطرنعمت زندگی ام سپاسگزاری میکنم....

 برای نعمت آدم های نازنینی که درطول این سفر سر راهم قراردادی...نیز بسیار ممنونم.

  *اگر بدانیم که رزق وروزی از طرف خداونداست.. انفاق برایمان چه آسان میشد!!

 *الهی،دراین سیاهی شب ،هنگامی که ماه با ستارگان نجوامیکند...وآسمان اسرارش را برای زمین زمزمه میکند...تورامناجات میکنم.

 *دست تنهایی ات را بسمت هیچ شخصی درازنکن،تامنت هیچ خاطره اشتباهی برسربی کسی ات نباشد.

 *زندگی را منوط و وابسته به بودن ونبودن آدم هانکن.

 *از ترس تنهایی...به آغوشهای پیش پا افتاده پناه نبر.

 *دعا ومراقبه،بزرگترین پناه در برابر تشویش ونگرانیست.

براتون آرزوی سلامتی و شادی و عاقبت بخیری و خوشبختی دارم. هرجاهستید مراقب خودتون باشید، حرفام رو توی متن بالا خلاصه کردم درکل بگم توی هرمحیطی هستید به هیچ کسی اعتماد نکنید...همیشه بیادتون هستم پیشاپیش تولد همه دوستان عزیز رو تبریک میگم بتونم برای عرض تبریک خواهم آمد. شاد باشید.

                                                                                           باتشکر
                                                                                            دوستدار و داداش شما
                                                                                                من


نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد 1396 ساعت 09:59 ب.ظ توسط داداشی.. . نظرات | |


چی میتونم بنویسم که جذاب باشه هم برای خودم هم برای بازدیدکننده هام..
رفته بودم توی یه وبی ، نوشته بود این چکاریه که از هم کپی میکنیم و وبسایتمون رو به روز میکنیم، واسه اولین بار بصورت خاطره نوشته دستو پا کرده بود ..
اولا من که تاحالا از وبلاگی چیزی کپی نکردم یه چند باریم خاطره نوشتم ولی چیزی به ذهنم خطور نکرد که چیکارکنم . انگار تمام کلمه های جذاب دنیا تموم شده و دیگه چیزی نیس فکرکنم اینم تقصیر دولت باشه حالا دولتم نه تقصیر حکومت،   اگه روح و روانمون آروم بود همه چیز جذاب بود ...
میدونم الانم کسی این نوشته رو نمیخونه الکی مثلا میاد نظر میزنه به به عالییی بود ، اصلا خوندی که میگی عالییی بود ..بگذریم ..داشتم میگفتم که جذابیت ها تموم شده مثلا ،توی زندگی جذابیت واسه هرکسی یه چیزی معنی میشه ....




تو زندگی شما شاید غم باشه ، شاید آرامش باشه ، شاید دلخوشی باشه ، شاید دردسر باشه ، یا هر چیزی دیگه ،جذابیت برای شما چجوری معنی میشه ..؟

نوشته شده در دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت 07:54 ب.ظ توسط داداشی.. . جذابیتتون چیه ...؟ | |

باید سعادت بزرگی باشه برای یه دختر خوشکل و ناز و شیرین که روزی بدنیا بیاد که هم روز تولدش باشه همه روز دختر...
خوش بحالت عزیزم...





 دختری نباش که به مردی نیاز داره

دختری باش که مردی به اون نیاز داره

و این دو باهم خیلی متفاوتند  . . .

روزت مبارک

  

روز دختر مبارک

امیدوارم مثل حنا با مسئولیت

مثه کزت صبور

مثه ممول مهربون

مثه جودی شاد و سر زنده

و مثل سیندرلا خوشبخت باشی !


دختر:موجودی است که:

وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!!

وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!!

وقتی غمگین است آه میکشد

وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد

وقتی بدش می آید میگوید ویشششش .

وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی.

همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند . تاریخ تولد و شماره کفش با جناق

پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند !

از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود!!!

 


عزیزم امروز روز توست ، امیدورام از لحظه لحظه زندگیت لذت ببری

و به تمام خواسته های زندگیت برسی

عرض تبریک به بهترین دختر دنیا

دخترم روزت  مبارک

پ ن : داشت یادم میرفت اگه بخواهیم از نظر ماه های قمری حساب کنیم تنها امیدم درچنین روزی بدنیا اومد . دختر نازم و شیرین امروز تولدتم هست یادت باشه بزرگ شدی روز دختر هم روزبهترین دختردنیاست هم روز تولدش. پس تولدتم مبارک ..

تولد تولد تولدت مبارک .....


نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد 1396 ساعت 07:38 ب.ظ توسط داداشی.. . تبریک فراموش نشه | |


¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست،
پس برخیز تا چنین مردمی بگریند ...

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

نصف اشباهاتمان ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم، احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می کنیم

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که
"ای کاش"
تکیه کلام پیریت نشود

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

مشکلات امروز تو برای امروز کافی ست،
مشکلات فردا را به امروز اضافه نکن ...

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

اگر حق با شماست، خشمگین شدن نیازی نیست
و اگر حق با شما نیست، هیـچ حقی برای عصبانی بودن ندارید ...

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها،
اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

فریب مشابهت روز و شب*ها را نخوریم
امروز، دیروز نیست
و فردا امروز نمی*شود ...

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود
به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست ...

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور
و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

برای دوست داشتن وقت لازم است،
اما برای نفرت
گاهی فقط یک حادثه یا یک ثانیه کافی است.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

گاه در زندگی، موقعیت هایی پیش میآید که انسان
باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد
اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟"

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی،
بدان که زندگی می کنی ...

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

هیچ انتظاری از کسی ندارم!
و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !
مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

برای زنده ماندن دو خورشید لازم است؛
یکی در آسمان و یکی در قلب ...

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ زیبا
زیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمی ماند
امـا آنچه خوب است همیشه زیباست ...


نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد 1396 ساعت 08:04 ب.ظ توسط داداشی.. . نظرات | |

من هنوز هم درپس تمام اتفاق هایی که نیوفتاده اند میشکنم!

چشمهایت را ببند

گوش کن

دخترکی دلش را بغل گرفته

و زیر آوار بغض های فرو ریخته اش فریاد می کشد

.............................................

خوش بحالت آسمان

بغضت که می شکند همه خوشحال می شوند

بغض من که می شکند

همه می گویند چته باز؟

............................................

مرد بغض نمی کند

مرد گریه نمی کند

مرد نمی شکند

فقط سیگاری روشن میکند

و آرام و بی صدا لابه لای دود و شعر می میرد

.....................................................

جنس بغض من آنقدر ها هم خوب نیست

تا اسمت را می شنود طفلک می شکند

...........................

می گویند

آخر خنده گریه است

بهانه ای جور کن بخندم

بغض بدی در گلو دارم


نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد 1396 ساعت 07:43 ب.ظ توسط داداشی.. . نظرات | |