زندگیمون قصه نیست و نبود

زندگی درست مثل نقاشی کردن است؛ خطوط راباامیدبکشید اشتباهات راباآرامش پاک کنید قلم مو را در صبر غوطه ور کنید و با عشق رنگ بزن...


افراد را باید عصبانی کرد تا خوب شناخت !!
آنچه افراد در عصبانیت از خود بروز می دهند میزان منطق شان ، میزان ادب شان ،میزان بزرگی روحشان ،میزان شعورشان ، میزان معرفتشان میزان اصالتشان و حتی میزان مهر و محبت راستین شان نسبت به ما را نشان می دهد! گاهی دیده می شود افراد مادام که همه چیز بر وفق مراد است چنان مهربانند ،مودب و فروتن اند که در برابرشان احساس فرومایگی میکنی! ولی کافی است به بهانه ای یا اتفاقی یا انتقادی ،یا برخوردناخوشایندی رنجییده خاطر شوند.. تازه آن روی نامبارک خود را می نمایانند ...! دیگر نه ادب می شناسند، نه مرام نه معرفت نه محبت ... ازاین افراد برحذر باشید کسی که ، فقط به روزگار ملایمت اهل ادب و مهر و محبت است و با کمترین ناملایمت ها ، انسانیتش گم می شود شایسته ی دوستی پلیدار نیست ! این ها ، روح های کوچکی دارند که فقط به درد احوالپرسی های ، گاه گاهی میخورند.... بزرگی و معرفت و ادب و اصالت و نجابت آدمیان را به هنگام خشم و عصبانیت بیازمایید.

نوشته شده در بیست و نهم فروردین 97 ساعت 07:56 توسط داداشی.. . نظرات | |


تا حالا به لحظه تحویل سال 1450 فکر کردید!!! ؟؟

همه بلند میشن، روی همدیگر رو می بوسن ، و فرا رسیدن سال نو رو بهم تبریک میگن و ...
 اون وسط یک مهربون از جمع جدا میشه و  قاب عکسی را می بوسه و روش دست می کشه و میگه روحت شاد مامان بزرگ، روحت شاد پدر بزرگ !!! 
میدونید اون عکس کیه ؟
اون عکس من و شماست!!!
تبدیل شدیم به یک خاطره ...
آنهم شاید اگر خیلی خوش شانس باشیم...
 این واقعیت روزگار من و توست...
50 سال دیگر فقط یک خاطره ایم
تو یک قاب عکس خاک گرفته...
شاید هم نه عکسی و نه قابی ...
  همین و واقعا همین !!....
پس چرا حرص ؟؟
 چرا دل شکوندن ؟؟
چرا تظاهر ؟؟
 چرا چاپلوسی ؟؟
  چرا دروغ ؟؟
چرا تعصبات بیهوده ؟؟
چرا  ادعای جاهلانه ؟؟
چرا بی مهری ؟؟
چرا ....؟؟

 بیاید مهربون باشیم ،
 شاد باشیم ،
 به مردممون بیشتر برسیم ،
 کینه ها رو دور بریزیم ،
 همین الان دلی بدست بیاوریم،

اون سالها چه بخواهیم چه نخواهیم بزودی فرا خواهند رسید...

نوشته شده در بیست و دوم فروردین 97 ساعت 08:58 توسط داداشی.. . نظرات | |