زندگیمون قصه نیست و نبود

یکی بود یکی نبود . این داستان زندگی ماست . همیشه همین بوده . یکی بود یکی نبود . در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن . با هم سا

چی میتونم بنویسم که جذاب باشه هم برای خودم هم برای بازدیدکننده هام..
رفته بودم توی یه وبی ، نوشته بود این چکاریه که از هم کپی میکنیم و وبسایتمون رو به روز میکنیم، واسه اولین بار بصورت خاطره نوشته دستو پا کرده بود ..
اولا من که تاحالا از وبلاگی چیزی کپی نکردم یه چند باریم خاطره نوشتم ولی چیزی به ذهنم خطور نکرد که چیکارکنم . انگار تمام کلمه های جذاب دنیا تموم شده و دیگه چیزی نیس فکرکنم اینم تقصیر دولت باشه حالا دولتم نه تقصیر حکومت،   اگه روح و روانمون آروم بود همه چیز جذاب بود ...
میدونم الانم کسی این نوشته رو نمیخونه الکی مثلا میاد نظر میزنه به به عالییی بود ، اصلا خوندی که میگی عالییی بود ..بگذریم ..داشتم میگفتم که جذابیت ها تموم شده مثلا ،توی زندگی جذابیت واسه هرکسی یه چیزی معنی میشه ....



تو زندگی شما شاید غم باشه ، شاید آرامش باشه ، شاید دلخوشی باشه ، شاید دردسر باشه ، یا هر چیزی دیگه ،جذابیت برای شما چجوری معنی میشه ..؟

نوشته شده در یکشنبه 31 تیر 1397 ساعت 09:12 ب.ظ توسط داداشی.. . حرفاتون؟؟؟ | |


ﻳﻜﻲ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺖ ...
ﺩﻡ ﻧﺰﺩﻡ !
ﻳﻜﻲ ﺻﺪﺍﻗﺘﻢ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﻳﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ ...
ﺳﻜﻮﺕ ﻛﺮﺩﻡ !
ﻳﻜﻲ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﻱ ﮔﺮﻓﺖ ...
ﻧﮕﺎﻫﺶ ﻛﺮﺩﻡ!
ﺍﺯ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ...
ﺩﻧﻴﺎ جاییست ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺜﻞ ﺑﻘﻴﻪ ﻧﺒﺎﺷﻲ ...
ﻟﻪ ﻣﻴﺸﻮﻱ !
ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﻣﺜﻞ ﺑﻘﻴﻪ ﺑﺎﺷﻢ ...
ﮔﻔﺘﻨﺪ . "ﺗﻮ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺵ"!!!!



آدمهای مهربان
از سراحتیاجشان مهربان نیستند
آنها دنیاراکوچکتراز
آن میبینندکه بدی کنند
آدمهای مهربان
خودانتخاب کرده اندکه نبینند


گاهی،
برای رهاشدن از زخم های زندگی باید بخشید و گذشت ....
میدانم که بخشیدن کسانی که از آنها زخم خورده ایم، سخت ترین کار دنیاست....
ولی،،تا زمانی که هر صبح چشمان خود را با کینه بازکنیم
 وآدمهای، خاطرات تلخ را زنده نگه داریم و در ذهن خود هر روز محاکمه شان کنیم....رنگ آرامش را نخواهیم دید !!
گاه،،،
چشم ها را ، باید بست و از کنار تمام بد بودنها گذشت..

نوشته شده در شنبه 30 تیر 1397 ساعت 09:02 ب.ظ توسط داداشی.. . نظرات | |
قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟

از کجا، وز که خبر آوردی؟

خوش خبر باشی، امّا، امّا

گرد بام و در من

بی ثمر می گردی.

انتظار خبری نیست مرا

نه زیاری نه ز دیّاری ، باری،

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس،

برو آنجا که ترا منتظرند.


قاصدک!

در دل من همه کورند و کرند.

دست بردار از این در وطن خویش غریب.


قاصدک تجربه های همه تلخ،

با دلم می گوید

که دروغی تو، دروغ

که فریبی تو، فریب.


قاصدک! هان، ولی ...

راستی آیا رفتی با باد؟

با توام، آی کجا رفتی؟ آی...!

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

مانده خاکستر گرمی، جایی

در اجاقی- طمع شعله نمی بندم - اندک شرری هست هنوز؟

قاصدک

ابرهای همه عالم شب و روز

در دلم می گریند ...

نوشته شده در سه شنبه 26 تیر 1397 ساعت 09:42 ب.ظ توسط داداشی.. . نظرات | |
یادش بخیررر ...


چقدر زود میگذره روزایی ک به اسم عمر نام میبرند 
همه یه روز خاصی بدنیا میاند یا بهتره بگم متولد میشوند
میگویند وقتی بدنیا میاییم گریه میکنیم
ولی شواهد نشون میده وقتی من بدنیا اومدم گریه نمیکردم 
دیدید وقتی یه مظلوم رو حقشو میخورن نه میتونه حرفی بزنه 
نه میتونه گریه کنه نه فریاد تا به دادش برسند وقتی من 
بدنیا اومدم مث یه مظلوم بودم
به ماه قمری حرف میزنم و میخوام بگم که امشب یا امروز باتولد حضرت معصومه روز دختر نامگذاری شد و من این روز رو به همه دوستانی ک دختر هستند تبریک میگویم ..
برای همه خواهرای گلم از خدا آرزوهای خوب دارم 
ان شالله همیشه شاد و سلامت باشید
وامااا.....
دوتا تبریک ویزه رو به دختره عزیزم میگم یکی به مناسبت روز دختر و یکی هم به مناسبت تولدش..اره دخترگلم ،نفس زندگیم روز دختر بدنیا اومد و یه افتخار بزرگی رو نصیب من و مادرش کرد.
دخترم روزت ، تولدت مبااااارک

نوشته شده در شنبه 23 تیر 1397 ساعت 01:28 ب.ظ توسط داداشی.. . تبریکاتون ؟؟ | |
سلام ..
یه توپ دارم قلقلیه سرخ و سفید و آبیه
میزنم زمین هوا میره من این توپ و نداشتم
مشقامو خوب نوشتم ....
این شعر مال زمان ما بود ینی تنها شعرایی ک بعنوان یه پسر بچه بهمون یاد میدادن توجه کنید بهمون یاد میدادن اینا بود حالا من فقط همین یه مدلشو یادمه
اما خب میخوندیمو کلی هم برامون ذوق میکردن بعضی پدر و مادرا ک ذوقم نمیکردن مث بابای خودم
اما الان توی این دور زمونه همونطور ک آدماش هم عوض شدن لحن و شعر و سروده ها هم عوض شده ...
تازگیاا یه کوچولوی ناز و شیرین و خوشکل ک خیلی دوسش دارم که همه هستی من شده براخودش میخونه از همون شعرایی که ما زمان بچگیامون میخوندیم برا خودمون ..
توی خونه ..
توی خیابون روی موتور جلوی باباش نشسته و میخونه مث وقتایی ک رانندگی میکنی و میزنی زیر آواز...
یه نمونه از شعرایی ک این کوچولوی عزیز میخونه البته من یه مصراع بیشترشو حفظ نیستمااا..

چرا رفتی چرا رفتی چرا رفتی من بی قرارم  (دوبار)
چرا رفتی چرا رفتی  چرا رفتی من بی قرارم  (دوبار)

والا زمان ما یه توپ قلقلی رو نمیدونستیم چیه
اما الان از عشق و رفتن و شکست و دلتنگی و بی قراری ....

این دنیا به کجا میخواد برسه و چی میخواد سر آدما بیاره ...
آخه چراا زمان ما اینطوری و زمان الان اینطوری ...؟

نوشته شده در شنبه 16 تیر 1397 ساعت 09:48 ب.ظ توسط داداشی.. . نظرات | |
سلام ...
این روزا فعالیت خیلیااا و بعضیااا زیاد شده ، خب دلیلش بخاطر کنکوره خب تموم شده خیال خیلی ها راحت از تست زدن و درس خوندن ، خب استرس ندارن..خخخ
خیلی هااا دارن خستگیاشون رو در میکنن حالا یا با خوابیدن تا لنگ ظهر یا سرگرم کردن خودشون با وبلاگ و دنیای مجازی و مسافرت و گشت و گزار توی کوچه خیابوناا و بعضی هام استرس نتیجه کنکور رو دارن الان ...
شما از کدوم دسته اییید؟؟؟؟؟؟؟؟/

این روزا هیچ آهنگی به دلم نمیشینیه تا انتخابش کنم برای وبلاگم ..
الان حس کسی رو دارم ک دلش میخواد سرشو بوکوبونه تو دیواررر ولی خب میترسم دیوار ترک بخوره وگرنه میزدم ..
نمیدونم آهنگ های به دل نشین من تموم شده یا آهنگی هنوز خونده نشده ک به دلم بشینه یا حال دلم یا احوالم به هیچ آهنگی نمیخوره ؟؟
بنظرتون کدوم دلیل باعث شده نتونم یه آهنگ برای وبم پیدا کنم ...

پ ن :
خوشبختانه قالب جدید وب رو پیدا کردم میخوام عوضش کنم اما اصولا ممکنه به مطالب قبلی نخوره بخاطره رنگ نوشته ها یا عکس ها
اما از این به بعد نوشته ها رو با قالب جدید وفق میدم ..
ان شالله راضی باشید ..

نوشته شده در یکشنبه 10 تیر 1397 ساعت 09:03 ب.ظ توسط داداشی.. . نظرات | |


سلام عزیزان و دوستای خوبم ..

این پست رو تقدیم میکنم به داداشاو خوهرا و دوستای گلم که مطمئن باشند ک بیادشون هستم

با ارادت خاص خدمت دوستان عزیزم و بقیه، یه خسته نباشید و آرزوی موفقیت و کسب بهترین رتبه در آزمون امروز کنکور ...
 دوستان عزیزدعا میکنم با توجه به تلاشی که داشتید و درجریان بودم ان شالله نتیجه خوبی بگیرید و این رو از خدا خواستارم ..
اگه دکتر شدی یا مهندس شدی کارمون بهتون گیر افتاد پول نگیرینااااا خخخخخخخ
............
ان شالله دوستان عزیز باخبر خوش قبولی  و کسب بهترین رتبه ما رو خوشحال کنند...

...................................................

نوشته شده در پنجشنبه 7 تیر 1397 ساعت 12:50 ب.ظ توسط داداشی.. . نظرات | |